تبليغاتX
اسمان دل من


اسمان دل من

  این اخرین اپمه

    هنوز هم من اونو دوست دارم هم اون منو

     اما از هم جدامون کردن

      اینم اخرش


نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت 11:55 توسط یه عاشق کوچولو|

اگه ما رو جدا کنن با خاطراتت چه کنم؟

نوشته شده در جمعه بیستم آبان 1390ساعت 16:59 توسط یه عاشق کوچولو|

دلگیرم از  این شهر سرد این کوچه های بی عبور...
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 9:50 توسط یه عاشق کوچولو|

yqgw6v4v43z18p48w3m6.jpg

از این عکس خیلی خوشم امد

نظرتون چیه؟

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390ساعت 1:37 توسط یه عاشق کوچولو|

سلام بچه ها عیدتون مبارک

امیدوارم دست خالی از سفره ی خدا بلند نشده باشید

و دلتون شاد باشه

راستی من عیدیمو از احسانی گرفتم

نوشته شده در چهارشنبه نهم شهریور 1390ساعت 2:54 توسط یه عاشق کوچولو|

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سام و پدر مادرش

مهمون برنامه ی امروز ماه عسل بودند

هرچند اشکم رو در اورد

و رفتم به خاطرات سهیل و ... اما

سر شار از گفته ها بود

گفت هایی که با زبان نمی شه گفت

گاهی 

 سکوت یه دنیا حرفه

سکوت میکنم

چون سکوت باید کرد

نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 23:5 توسط یه عاشق کوچولو|

سلام بچه ها

شبای قدر ما رو فراموش نکنید

 

نوشته شده در شنبه بیست و نهم مرداد 1390ساعت 20:42 توسط یه عاشق کوچولو|

سلام

بچه ها وب سهیل رو اپیدم

ادرسش رو این پایین میزارم

خوشحال میشم سر بزنید

سهیل پسر خالمه که فوت کرده و

 وبلاگش توسط من خواهرم و دختر خالم

اپ میشه سر بزنید بای

http://amoosoli.blogfa.com/

نوشته شده در شنبه بیست و دوم مرداد 1390ساعت 22:55 توسط یه عاشق کوچولو|

سلام

پچه ها من خیلی خوشحالم

که امسال باز برنامه ی ماه عسل رو نشون میده

به نظرم یه برنامه ی قشنگه

با مجری توانا

که با برنامش به ادم درس زندگی میده

به نظر شما چطور؟

 

نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390ساعت 22:21 توسط یه عاشق کوچولو|

سلام

ماه رمضونم امد من

که خیلی دوسش دارم حس میکنم

تو این ماه خدا به هیچ دل شکسته ای نه نمیگه

مثل همیشه همونجوری که احسانی میگه  اول برای

دیگران دعا میکنم بعد

 اخر خودمون

 امیدوارم دل همه ی بنده های خدا

تو این ماه عزیز شاد بشه

عاشقا هم با وصال دل شاد شن

یکی دیگه هم هست که براش همیشه دعا میکنم

اسمش رو نمیگم که ناراحت نشه که من..

خودش اگه بخونه میفهمه

وبعدم دعا برای بهترینم

عشقم

امیدوارم به هرچی می خواد برسه

و تو اون خواسته هاش باید منم باشم البته

و من از همه ی دنیا خوشحالیه اون و مهربونیاش رو

تا اخرم عمرم می خوام امیدوارم روزی در کنار هم این ماه عزیز رو بگذرونیم

همین همتونو دوست دارم

بای

 

 

نوشته شده در یکشنبه نهم مرداد 1390ساعت 20:55 توسط یه عاشق کوچولو|

سلام

ببخشید اگه کم می یام

بچه ها

راستش تصادف کردم

بیمارستان بودم الانم

حالم زیاد خوب نیست

هر وقت خوب شدم جریان کاملش رو براتون تعریفمیکنم

فعلا بای

نوشته شده در پنجشنبه نهم تیر 1390ساعت 10:59 توسط یه عاشق کوچولو|

سلام عزیزای دلم

دوسای عزیزم

یه خواهشی دارم

هرکی به وب من میاد

یه سری هم به وب سهیل بزنه

سهیل پسر خالمه

به دلایلی این وب توسط

من دختر خاله ام وخواهرم اپ میشه

ادرسش تو پیوندام هست

مرسیییییییییییییی

بای

نوشته شده در جمعه سوم تیر 1390ساعت 17:58 توسط یه عاشق کوچولو|

سلام

امروز تبلود عشخ خوشملمه ها

تولدش مبارک خیلی دوسش دارم

 

تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 

 

اینم بوسه عشخم

اینم کادوش

امیدوارم به بهترینا برسه البته کنار منااااااااااا

ددددددددددد

همین دیگه

بای

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390ساعت 16:37 توسط یه عاشق کوچولو|

سلام

پسر خالم فوت کرد بچه ها

خیلی حالم بده احتیاج به استراحت روحی دارم

فکر کنم چند وقت اپ نکنم

فعلا بای

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390ساعت 19:38 توسط یه عاشق کوچولو|

سلام بچه ها جونم

بچه ها پسر خالم تصادف کرده

حالش خوب نیست لطفا براش دعا کنید

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1390ساعت 18:26 توسط یه عاشق کوچولو|

دلم خیلی گرفته خیلییییییییییییییی

دارم اهنگ احسان خواجه امیری تب تلخشو گوش میدم

چقدر این اهنگ قشنگه

نمیدونم دیگه دارم نا امید میشم از

خیلی چیزاا

دعا کنید خدا کمکم کنه

...

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390ساعت 20:22 توسط یه عاشق کوچولو|

سلام

عید رو به همتون تبریک میگم

امیدوارم همیشه خوشحال

سلامت

و عاشق باشید

بای

نوشته شده در دوشنبه یکم فروردین 1390ساعت 2:36 توسط یه عاشق کوچولو|

سلام دوست جونام

دیروز یه اهنگ جدید گوش دادم خیلی قشنگ بود

گفتم متنش رو اپ کنم شاید شما هم دوسش داشته باشید

اگه دوست داشتید بگید اسم شعر و خوانندش رو بهتون بگم

چون زیاد معروف نیست

 

یه زندگی می خوام که تو

سرور اشیونشی

پر بزنم تو اسمون

پروازم وبهونه شی

صدام کنی گلم گلم

منم بگم جانه دلم

بگی چی کم دارم برات

بگم زیادی از سرم

تو چشم هم بخوابیم و

به عشق هم بیدار بشیم

تا قله ی بلند عشق

سوار عاشقانه شیم

نه روز تلخ

نه عشق نو

فقط میخوام تورو تورو

فکر می کنم چشم منی

که هرجا میبینم تو رو

یه زندگی میخوام که تو سرور اشیانشی...

اسم خوانندش  یاسر رشادیه اسم اهنگشم یه زندگیه

 

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389ساعت 15:52 توسط یه عاشق کوچولو|

 

زندگی عشق است عشق افسانه نیست

انکه عشق را افرید دیوانه نیست

 

 

سلام دوست جونیام

ولنتاین رو به همتون تبریک میگم

البته امروز ولتاین کشور های خارجیه

اصلش ولنتاین خودمونه

ولی این ولنتاینم مبارک

ایشالله همه ی عاشقا به عشقشون برسن

منم به عشقم برسم

دوستون دارم

بای

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389ساعت 10:4 توسط یه عاشق کوچولو|

سلام بچه ها

یه مدت نبودم

راستش امتحان داشتم

و به غیر از اون هم  از دوری احسان حال اپیدن نداشتم

اما امروز دیدمش

خیلی خوش گذشت

همش دارم لحظه شماری می کنم واسه رسیدنمون به هم اخه

یکم زیادی دوری طولانیه

بچه ها شما هم واسم دعا کنید

بای

نوشته شده در شنبه بیست و سوم بهمن 1389ساعت 16:58 توسط یه عاشق کوچولو|

سلاااااااااام دوست جونیام

دیروز احسان رو دیدم وکلییییییییییییی خوشحالم

البته کادوهاشو ندیدم هنوز

چون دست اجی جونش جا مونده

اخه ما کادو ها و خاطرات مشترک مثل عکسو... رو خونه ی اون قایم میکنیم

قراره کادو هام و مامان احسانی با اجی جوناش

برام بیارن خونه

ولی کلا کلی خندیدیم

بعدشم رفتیم حلقه دیدیم

اخه حلقه ی من خلاب شده

اما تو کل این پاساژا یه دونه حلقه هم

به دل من نشست

بعدشم قرار شد احسان خودش بره یه دونه خوشکلش رو

بگیره برام بیاره

راستی شاید این چند وقت خیلی کم بیام چون امتحان ها دانشگاه

شروع شده منم که هیچی نخوندم باید کتابا روبخورم البته

چون تو کلاس گوش میدم فقط دلم شوره درس انگیزش هیجانم رو میزنه

چون سخته و باید بخونیش

خداییش روان ادمم چقدر پیچیدس؟

دعا کنید خوب بشم امتحانم و باشه بچه ها؟

ملسی

بای

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم دی 1389ساعت 10:11 توسط یه عاشق کوچولو|

سلام

امروز تبلودمه

اولین کسی بهم تبریک گفت احسان جونم

بود بعد داداشی بعد دوست جونم که خواهل شوهرمم هست

بعد مامانیو... و یک تبریک متفاوت دختر خاله

جونم که دعا کرده ساله دیگه تولدم چشمام

روچشمای احسان جونم باز شه

و اولین کسی که ببینم اون باشه

انشالله

دیلوز داشتم با دوست جونم می گقتم میخندیدم

یهو دوست جونم شلبالش با اتو سوخت عین این فیلما

حالا شوهر جونش باید یه دونه  دیگه بخله براش

دعا کنید زود تر احسان جونم رو ببینم

دلم اب شد بلاش

هم بلای خودش هم کادوش

اپ بعدی رو وقتی میکنم که احسان جونی رو دیده باشم

بای

نوشته شده در سه شنبه چهاردهم دی 1389ساعت 17:24 توسط یه عاشق کوچولو|

Your image is loading...

سلاااااااااااااااااااام

شب یلدای همه مبارک باشه

خوش به حال اونایی که این شب رو در کنار عشقشون

سحر میکنن

ما که امشبم تنهاییم

انقدر دلم می خواست احسانمم اینجا بود

یعنی احسانم می خواست من اونجا بودم؟

خلاصه شب یلدای همه مبارک

ایشالله که من و احسانم سال دیگه با هم باشیم

همه ی عاشقا با هم باشن

بای

نوشته شده در سه شنبه سی ام آذر 1389ساعت 23:38 توسط یه عاشق کوچولو|

سلام

بچه ها

امدم یه اپ کوتاه بکنم و زودی برم

یه کتاب دارم می خونم که خیلی قشنگه

حیفم امد به دوستام خوندنش رو پیشنهاد ندم

اسم کتابه لطفا گوسفند نباشید

خیلی قشنگه نمیدونم خوندید یا نه ولی به نظر من که خیلی جالبه

اگه وقت کتاب خوندن ندارید دانلود کتاب صوتیش تو اینترنت هست

هنوز تمومش نکردم ولی همینم که خوندم عالی بود

بای

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آذر 1389ساعت 20:5 توسط یه عاشق کوچولو|

سلام

به قران این بلا رو انگار خدا با دستای خودش رفع کرد

انقدر که از خدا خواستم انقدر که به همه گفتم دعا کنید

انگار که امام حسین دلش به حالمون سوخت

چون مشکل حل شد و بابام هم

نفهمید خدا رو شکر

مشکلی که فکرشم نمی کردم انقدر زود حل بشه

خداااااااااااااااااا جون ممنونتم یه عمر

امروز دو هزارتا اس ام اس داشتم چی شد؟

حل شد؟

دوست دانشگاهیم خندش گرفته بود

می گفت دست به دامن یه دنیا شدیا

چه همه در جریان کاراتن

خلاصه دیدید یه روز اسم ما هم مثل لیلی مجنون

جهانی شد تعجب نکنیدا

و در اخر از تمام کسانی که چه کتبی چه شفاهی داخل و

خارج این وب برای بنده دعا کردن کمال تشکر رو دارم

بای

نوشته شده در شنبه بیستم آذر 1389ساعت 21:43 توسط یه عاشق کوچولو|

سلام بچه ها

یه اتفاق بد افتاده تو رو خدا واسم دعا کنید

اگه این مشکل حل نشه من و احسان به دردسر می افتیم

بابام همه چی رو می فهمه ما رو از هم جدا می کنه بچه ها

تو رو خدا واسم دعا کنید

دارم از غصه می میرم

من و احسان بی هم می میریم

تو رو خدا واسم دعا کنید از ته دلتون

بای

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آذر 1389ساعت 18:38 توسط یه عاشق کوچولو|

سلام بچه ها

شرمنده ی همتونم

میدونم کم پیدام

راستش فکر کنم یه مدت

 کوتاهی باید استراحت کنم

مادر بزرگم فوت کرده به فاصله یه سال

با پدر بزرگم

سال پیش همین موقع پدر بزرگم فوت کرد خدا

هر دوشون رو رحمت کنه

البته احسان جونم

مثل همیشه مسکن

برام تو دردام کنارمه

ولی خیلی سخته خیلی

زودی بر می گردم

شاید تا هفته ی دیگه

یکم سرم شلوغه

همتون رو دوست دارم

نوشته شده در جمعه پنجم آذر 1389ساعت 16:1 توسط یه عاشق کوچولو|

سلام

می گن بارون رحمت خداست من

که بارون رو خیلی دوست دارم

میگن زیر بارون هرچی گناه پاک میشه

می گن دعای ادما زود می گیره

من دلم می خواد الان که بارون می یاد چند تا دعا کنم

احسان میگه ادم باید اول بنده های خدا رو دعا کنه اخر خودش

به حرمت حرف احسان

اول دعا می کنم همه ی عاشقا به هم برسن

دوم دعا میکنم احسان من همیشه به بهترینا برسه حتی اگه اون

بهترین من نباشم

بعد برای داداش مصطفی که یه عشق واقعی پیدا کنه

یکی که لایقش باشه

دوست صمیم با تمام وجود خوشبختی رو حس کنه

دختر خالم به بهترینا برسه

و...

اما در اخر خودم من از این زندگی فقط احسان رو کنارم تو اغوشم

میخوام میدونم بزرگه اما برای خدا کاری نداره

امیدوارم که خدا من ولایق این لطف بدونه

اگه دوست داشتید شما هم تو کامنت های این پست

دعا کنید شاید مرغ امین شنید

بای

 

نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم آبان 1389ساعت 13:54 توسط یه عاشق کوچولو|

این اهنگ رو هم من هم احسان
خیلی دوست داریم راستش من از این اهنگ خیلی سو استفاده میکنم هر وفت کار بدی
کنم اینو واسه احساناس ام اس میکنم زودی اشتی میکنه دلم خواست بزارم تو وبم
شما هم بخونید

یه چیز دیگه اینجا باید از داداش مصطفی که واسه من فقط یک دونست و خیلی

دوسش دارم برای اینکه این که تاامروز من وتحمل کرده  تشکر کنم

منم اون که برای تو میمیرم
نفسم ز خیال تو میگیره
تویی آنکه بهانه فردایی
تویی آنکه جوان سراپایی

موج بی آرامم
اشک بی فرجامم
خسته از خویشم
بی تو من میمیرم
بی خبر بگذاری
گر آز این بیشم
چه کنم با تو اگر
که مدارا نکنم
چه کنم گر غم خود
به تو حاشا نکنم
چه بگویم که مرا
نبود ذوق سخن
به که گویم که دلم
شده بیگانه ز من

منو خسته ز خود بودن
منو بی تو نیاسودن
منو این همه تنهایی
غم عشق و شکیبایی
تویی آنکه بهانه فردایی
تویی آنکه جوانه سراپایی
منم اون که برای تو میمیرم

نفسم ز خیال تو میگیره
چه کنم با تو اگر
که مدارا نکنم
چه کنم گر غم خود
به تو حاشا نکنم
چه بگویم که مرا
نبود ذوق سخن
به که گویم که دلم
شده بیگانه ز من

منو خسته ز خود بودن
منو بی تو نیاسودن
منو این همه تنهایی
غم عشق و شکیبایی
تویی آنکه بهانه فردایی
تویی آنکه جوانه سراپایی
منم اون که برای تو میمیرم

نفسم ز خیال تو میگیره
چه کنم با تو اگر
که مدارا نکنم
چه کنم گر غم خود
به تو حاشا نکنم
چه بگویم که مرا
نبود ذوق سخن
به که گویم که دلم
شده بیگانه ز من

منو خسته ز خود بودن
منو بی تو نیاسودن
منو این همه تنهایی
غم عشق و شکیبایی
تویی آنکه بهانه فردایی
تویی آنکه جوان سراپایی
منم اون که برای تو میمیرم

نفسم ز خیال تو میگیره
چه کنم با تو اگر
که مدارا نکنم
چه کنم گر غم خود
به تو حاشا نکنم
چه بگویم که مرا
نبود ذوق سخن
به که گویم که دلم
شده بیگانه ز من
به که گویم که دلم
شده بیگانه ز من

نوشته شده در دوشنبه دهم آبان 1389ساعت 11:53 توسط یه عاشق کوچولو|

 این اپ تقدیم به کسیه که خیلی واسم عزیزه خودشم میدونه

مرحم دردمه

و تو غم وتنهای هام با من بوده

امیدوارم هیچ وقت باز خیال رفتن به سرش نزنه

 

آمدنت دلیلی بود برای جبران تنهائیت و رفتنت تنها راه برای تنها گذاشتنم

همه چیز را برای خود خواستی !!!!!

بی صدا آمدی شوری در من افکندی ...

غم هایم را بیدار کردی و باز بی صدا رفتی ...

با آن همه عشق آمده بودی با کلامی از من بریدی ؟؟؟

گوش کن ؟؟

کسی که همزبانش خطاب می کردی اکنون تنها ترین است !!

ندای قلب تو راهبی تنهاست ، رونده ای بی نشان ، راهبی راه گم کرده ...

ندای قلبت را پاسخی ده !!!

آری روزی صدای عشق را درگوش من نجوا کردی و من تکیه برغرور بی تفاوت گوش سپردم ....

ولی اکنون بیدارم اکنون که تو نیستی تا ببینی بیداری مرا ؟؟؟؟

!!! کاش هیچ گاه نیامده بودی!!!!

کاش من به صدای قلب تو گوش نداده بودم...

کاش اول راه تنهایت می گذاشتم تا اخر راه تنها نماندم !!!

و من اکنون در تنهائی خویش دریافته ام که رفتنت را بازگشتی نیست!!

گریه ها ی پنهانی من دلیل ازادی من است ...

اما دیگر قلبم را به اسارت هیچ کس نخواهم داد ...

نوشته شده در دوشنبه سوم آبان 1389ساعت 15:40 توسط یه عاشق کوچولو|


آخرين مطالب
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
Design By : Pars Skin